? آیا شجریان چهره ماندگار ماست؟!! - انسان وتضادهایش
X
تبلیغات
رایتل
زمان ثبت : شنبه 6 آذر 1389 در ساعت 01:35 ~ چاپ مطلب
نویسنده : ابوالفضل

عنوان : آیا شجریان چهره ماندگار ماست؟!!


من موسیقی دان نیستم و چندان علاقه ای نیز به موسیقی ندارم. این نداشتن علاقه یک موضوع شخصی است، بنابراین کاری به صدای آقای شجریان ندارم. صدایش باشد متعلق به همه کسانی که صدایش را دوست دارند.
اما در گوشه و کنار می شنویم که چرا در همایش چهره های ماندگار شجریان نباشد و فلانی باشد؟ و یا چرا اینها از روی خوش آمد و تملق گویی و غیره اعمال سلیقه می کنند؟! چرا ربنای او در ماه رمضان پخش نمی شود؟ و حرفهایی از این قبیل.
ناگریز دیدم مطالبی گردآوری! و بنویسم که البته چیز جدیدی نیست و نگاهی به تاریخ گذشته و حال است.

شجریان اگر صرفا یک خواننده بود که مطمئنا با او مثل خواننده و با معیار هنرش رفتار و تقدیر می شد. اما شجریان خود نخواسته و نمی خواهد که صرفا یک خواننده باشد. گاهی می گوید که من سیاسی نیستم، اما همیشه اظهارنظرهای بحث برانگیز سیاسی می کند که همیشه مورد سوء استفاده دشمنان جمهوری اسلامی قرار می گیرد.
شجریان درحالی بر ضد جمهوری اسلامی و انقلاب اظهارنظر می کند که کارشناسان امور فرهنگی و هنری معتقدند که شجریان تمامی ثروت‌های هنری و مادی و معنوی خود را مدیون انقلاب اسلامی است، چرا که با وقوع انقلاب 1357 بساط بسیاری از خوانندگان کوچه بازاری و سنتی برچیده شده و در واقع میدان فعالیت به دست شجریان و یکی دو نفر دیگر افتاد و صدا و سیما نیز در معرفی او به مردم نقشی به‌سزا ایفا کرد.
شجریان که در سال‌های آغازین انقلاب اسلامی سال 1357 در یک منزل استیجاری در یکی از نقاط تهران زندگی می‌کرد، اینک او به عنوان یکی از مردان ثروتمند ایرانی محسوب می‌شود. (طبق گفته های خودش در بی بی سی فارسی)

اگر گفته هایش را در مصاحبه با بی بی سی و تلویزیون استرالیا! پیگیری کنید حقیقتا گمان کنم متعجب شوید. ایشان حتی به پخش صدایش روی تصویر ورود امام خمینی به ایران هم اعتراض داشته و دارد. امام خمینی که مورد اتفاق همه سیاسیون ایران است! حرفهای جالب دیگری هم دارد... جدایی دین از سیاست! و ....

گزیده هایی از مصاحبه های شجریان در رسانه های مختلف

1- شجریان در اعتراض به پخش تصویر امام خمینی (ره) بر روی تصنیف «ایران ای سرای امید» به بی‌بی‌سی فارس می‌گوید: «آن آهنگ یک حالت رستاخیزی را در جامعه نشان می‌دهد اما دیدم که اینها روی این آهنگ تصویر آقای خمینی را نشان می‌دهند که دارد از پله‌های هواپیما پایین می‌آید، خب من این آهنگ را برای ایشان نخواندم که! و دیدم که صدا و سیمای جمهوری اسلامی دارد از آهنگ‌های من سؤاستفاده اینجوری می‌کنند.»

2- شجریان با بی‌بی‌سی فارسی: «حقیقتش من از اولش هم انقلابی نبودم ولی دور و بر من همه‌اش افرادی بودند که گرایش سیاسی و چپی داشتند و مجبور بودم توی آن بچه‌ها باشم، چون اطراف من همه سیاسی حرف می‌زدند»

3- شجریان به سی‌ان‌ان گفت: «در طول 31 سال گذشته حتی یک هفته یا یک روز هم احساس شادی نکردم!»

4- شجریان در تلویزیون استرالیا گفت: «30 سالی است که مذهب در سیاست وارد شده و حکومت را به دست گرفته و نتیجه بسیار بدی داشته است! و همه! به این باور رسیده‌اند که باید دین و مذهب از سیاست جدا شود...»

5- شجریان در پاسخ به سؤال خبرنگار شبکه تلویزیونی اس.‌بی.‌اس استرالیا درباره این که با خواندن آواز دخترش در برابر مردان و ترانه‌های سیاسی خود آیا قصد دارد با این کارها با جمهوری اسلامی دهن‌کجی کند، می‌گوید: «آن‌ها راه خودشان را می‌روند و می‌گویند قوانین الهی است و قابل تعویض نیست ... آنها کار خودشان را می‌کنند و ما هم کار خودمان را می‌کنیم

اینها تنها گوشه هایی از اظهارنظرهای صریح شجریان است.

البته تناقض‌‌گویی‌های فراوانی هم در نظرات شجریان در این برنامه وجود دارد. محمدرضا شجریان در گفت‌وگو با بی‌بی‌سی توضیح می‌دهد که در زندگی‌اش هیچ‌گاه گرایش سیاسی خاصی نداشته ولی می‌گوید که همیشه با خواسته‌های مردم برای آزادی و دموکراسی هم‌سو بوده است، یعنی از یک طرف خود را خارج از چارچوب‌های تعریف شده سیاسی به حساب می‌آورد و از طرف دیگر تندترین انتقادات خود را به رئیس جمهور و نظام جمهوری اسلامی بیان می‌کند.

چندی پیش روزنامه نگاری در یادداشت های خود بین هنر و سیاست شجریان تمایز قائل شده بود و از مسئولان خواسته بود که این دو مقوله را با هم مخلوط نکنند! این در حالی است که جناب شجریان این دو مقوله را آنچنان با هم مخلوط کرده که اینک به هیچ عنوان نمی‌توان میان آنها نقطه تمایزی قایل شد.

حال جای این سؤال اساسی باقی است، فردی که هیچگونه اعتقادی به نظام جمهوری اسلامی ندارد، چرا و به چه دلیلی باید صدای او از رسانه ملی پخش شود؟ یا در چهره های ماندگار او را ماندگار بنامیم؟!  و یا با پول بیت المال او را تجلیل کنیم؟!
شجریانی که با مواضع ضد انقلابی خود به نوعی وطن فروشی را در رسانه‌های جهان به عینه به نمایش گذاشت و در هر کشوری و در هر رسانه‌ای طبل رسوایی جمهوری اسلامی را به زعم خویش نواخت و حتی اوج بی‌اعتقادی خود را به امام امت، آن مراد ملت ایران نشان داد، چه ضرورتی دارد که صدای چنین فردی که با صراحت به باورهای اعتقادی مردم ایران تاخته است، اینک در پای سفره ارزشمند افطار پخش شود و به راستی چرا باید ملت ایران با صدای فردی که به ارزش‌های آنها خیانت و توهین کرده است، روزه خود را افطار کنند؟

به واقع اگر ما دین را میزان نگرش خود قرار دهیم، به نظر شما چه رویکردی را باید در مقابل این شخص اتخاذ کنیم؟؟!! حال آنکه سیاست ما باید! عین دیانت ما باشد.


پی نوشت: گفتار بالا تطهیری برای تمامی عملکرد دولتمردان جمهوری اسلامی نیست!



EmamHadi